کیم کی دوک (Kim Ki-duk) نامی آشنا در میان علاقمندان به سینمای معناگرا و متفاوت است. این کارگردان کره ای به ساختن فیلم‌های کم دیالوگ و همچنین خلق تصاویر جذاب و استعاری مشهور است. در این مطلب از معرفی کارگردان های برتر سینما ، نگاهی می‌کنیم به بیوگرافی کیم کی دوک و بهترین فیلم های کیم کی دوک .

بیوگرافی کیم کی دوک

کیم کی دوک (Kim Ki-duk) کارگردان و فیلمساز مشهور اهل کره جنوبی متولد ۱۹۶۰ در جئونسانگبوک-دو است. بین سال های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۳ به تحصیل در رشته هنرهای زیبا در پاریس پرداخت. پس از بازگشتش به وطن در سال ۱۹۷۳، علاقه اش به سینما باعث می‌شود، فیلم نامه ‌نویسی را شروع کند. اولین فیلم نامه او، به نام یک نقاش و یک جانی محکوم به مرگ، مورد توجه بسیاری قرار گرفت و جایزه‌ انجمن فیلمنامه ‌نویسان را برایش به ارمغان آورد. در سال ۱۹۹۶ استارت کارگردانی را با فیلم کروکودیل زد که الهام گرفته از زندگی خودش بود.

پس از کروکودیل، او دو فیلم دیگر با نام‌های «حیوانات وحشی (۱۹۹۶)» و «مسافرخانه بریدکیج (۱۹۹۸)» با هزینه کم ساخت اما موفقیت او از زمان فیلم چهارمش، یعنی فیلم «جزیره» در سال ۲۰۰ آغاز شد. این فیلم در جشنواره‌ ونیز شرکت کرد و باعث مطرح شدن این کارگردان آسیایی در اروپا شد. این در حالی بود که منتقدان کره ‌ای به شدت در برابر این فیلم موضع گرفتند اما او در همان سال با فیلم «داستانی واقعی» در جشنواره بین‌المللی فیلم مسکو شرکت و استعدادش را در بداهه ‌پردازی ثابت کرد. دوک در سال ۲۰۰۴، جایزه‌ خرس نقره ای برلین را برای بهترین کارگردانی برای فیلم «ساماریا» از آن خود کرد. در همین سال، شیر نقره ای ونیز را برای فیلم «خانه‌ خالی» از آن خود کرد و سینمایش را در جهان تثبیت کرد. از فیلم های دیگر این کارگردان که در جشنواره های ونیز، برلین، کن و کاستندورف، کارلووی واری و… در رشته های مختلف نامزد شدند و یا جوایزی بردند می‌توان به فیلم های پیتا ،آریرانگ ،تنفس و… اشاره کرد.

بهترین فیلم های کیم کی دوک

کیم کی دوک یکی از معدود کارگردانان کره‌ای است که آثارش، در خارج از کشورش با استقبال زیادی مواجه شده، ولی این محبوبیت را در کشور خودش ندارد. سینمایش، سینمایی است خلاقانه، شاعرانه، ایده پردازانه و سمبولیستی. او تصاویری را ارائه می‌کند که در عین جذاب و بدون دیالوگ یا کم دیالوگ بودن، خواه ناخواه نوعی ایده پردازی و هنر مفهومی پررنگ برای مخاطب شکل می‌دهد. شاید به نوعی این حجم از سکوت، در آثار این هنرمند، اعتراضی باشد به جهانی که دوستش ندارد. با هم نگاهی می کنیم به تعدادی از بهترین فیلم های این کارگردان:

فیلم بهار، تابستان، پاییز، زمستان…و بهار

فیلم از پنج اپیزود مجزا تشکیل شده است که بر توالی فصل‌­ها پیش می‌­رود، شرح و سرگذشت انسانی است از کودکی تا پیری که با هریک از فصل­‌ها نقطه گذاری شده است. هر فصل، قسمتی از زندگی یک راهب را به همراه تنها شاگردش به تصویر می­‌کشد. فاصله هر فصل با فصل بعدی حدودا پانزده سال است که با ترتیب زمانی ولی با تاخیر زمانی در جلو چشمانمان جلوه نمایی می­‌کند.
فیلم سرشار از نمادها، اشیا و آداب و رسوم‌های شرقی‌ست اما با این حال مانع از محبوبیت فیلم در غرب نشده است؛ کیم کی دوک با همان شیوه مینیمال و پرهیز از گفتگوهای طولانی، فیلمی اینیمالیستی (جهان وطنی-animalism) ساخته که با تاکیدش بر طبیعت و عناصرِ طبیعی، می توان فیلم را بدون آگاهی به نشانه ها و عناصرِ بودایی هم فهمید و از آن لذت برد.

فیلم موبیوس

فیلم درباره زن خانه‌داری است که نسبت به رفتارهای عشقی همسرش مشکوک است و به شدت حسادت می کند و با هم مشکل دارند. دراین این میان پسرشان نظاره گر رفتار آن‌ها و درگیری‌های خشونت آمیزشان است. در نهایت این حسادت به جنونی می‌انجامد که پدر و پسر را به نوعی قربانی می کند. فیلم محتوایی پست مدرن دارد، خشن و بی محابا است و تماما هجمه ای نه جنسی، بلکه ضد جنسی علیه فعلیت حاکم در جامعه کره می باشد. کیم کی دوک با برشی نمادین از انسان به مثابه یک آلت جنسی تمام، انسانیت را به سخره می گیرد و پای محارم را به این چالش وحشتناک جنسی باز می کند.

فیلم پیتا

فیلم درباره یک نزول‌خور بی‌رحم است که در کوچه‌های پشتی و کارگاه‌های کوچک مرکز سئول که در حال نابودی هستند و به سرعت جای خود را به آسمان خراش‌ها می‌دهند، در پی شکار است. تا اینکه زنی می‌آید و می‌گوید که مادرش است. پییتا با الهام از مجسمه «Pieta» اثر میکل آنژ و همین طور بحران مالی که دنیای امروز گرفتار آن است، ساخته شده است. کیم کی دوک در یک روند پر از درد، آهسته‌آهسته به شخصیت‌های فیلمش در مقام یک انسان نزدیک می‌شود و رنج‌های آن‌ها را به آلام بشری پیوند می‌زند و مخاطب را در این روند زجر و مکافات شریک می‌کند.
کیم کی دوک با تولید این فیلم که بر مفاهیم آزار و اذیت، انتقام، عقده اودیپ، رستگاری و آرامش است، تراژدی‌های یونان باستان را زنده می‌کند. فیلم با نشان دادن صحنه‌های شگفت‌انگیز و غیرمنتظره به یک تریلر تاریک از انسانیت تبدیل می‌شود.

فیلم خانه خالی

مرد جوانی وارد خانه خالی افرادی که در مسافرت هستند، می‌شود و مدتی را در آنجا زندگی می‌کند، بدون اینکه چیزی بدزدد. کار او همین است، تا اینکه وارد خانه‌ای می‌شود، و زنی را در آنجا می‌یابد که بشدت از شوهرش کتک خورده است. محوریت اصلی فیلم در بر گیرنده دو نیروی عشق و ذهن است که با حداکثر معنا در حداقل کلام بیان شده است.آنچه کیم کی دوک در خانه خالی به آن اشاره دارد در واقع استعاره از «قلب‌های خالی» ودر انتظار ناجی است. قلب‌هایی که به امید شکسته شدن قفل «روزمرگی و پوچی»، به دنبال واژه گمگشته «عشق» می‌گردند و با امید به رسیدن «همراه» روزها را به شب می‌رسانند. دوک در این فیلم مرز رؤیا و واقعیت را برداشته و آن ها را در هم آمیخته است.

فیلم جزیره

زن تنها و ساکتی در یک نقطه دورافتاده و با اداره کردن چند شناور روزگار میگذراند تا اینکه کم کم به یکی از مردان ساکن شناور ظاهرا با پلیس مشکل دارد دل می بندد.
این فیلم هم مانند دیگر آثار کیم کی دوک با استعاراتی همراه است؛ همچون خانه ای بر روی آب که تمثیلی از جهان و کیهان در تفکر بودیسمی است یا ماهی، که نمادی از حیات و تکرار دوباره آن است. یکی از مفاهیمی که بر روی آن بسیار مانور داده شده است، تن آزاری است. تن آزاری، حال چه به صورت خودآزاری و یا دیگرآزاری در این اثر محوریت دارد.

فیلم پسر بد

داستان فیلم درباره مرد مرموزی است که دختر دانشجوی زیبایی را روی نیمکتی در خیابان می بیند و به سختی شیفته او می شود. او دختر را به زور در مقابل دیدگان دوست پسرش می بوسد و حاضر به عذرخواهی نمی شود و … . فیلم با آغاز و پایانی غافلگیرکننده ، همانند دیگر آثار کیم هم جنبه های داستانی و هم اخلاقی فیلم ذهن مخاطب را درگیر می‌کند و پس از فیلم مخاطب پس از پایان به دنبال تحلیل و نقد فیلم خواهد رفت.

فیلم کمان

پیرمردی که دختری را از هفت سالگی بزرگ کرده، قصد دارد تا به محض رسیدن او به هفده سالگی با وی ازدواج کند.

شما کدامیک از فیلم‌های کیم کی دوک را دیده‌اید؟ کدام فیلم او را برای تماشا به دیگران توصیه می کنید؟ اگر به سینما علاقمند هستید، بخش سینمای مجله ویتال را دنیال کنید.

۱ نظر

نظر شما چیست؟

Pin It